خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
262
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
كه متفق الكيف باشند ، نتيجهء آنها وصفى نيست . وصفيات لا دائم چه در كيف مختلف يا متفق باشند با همهء صغرىها نتيجهء مطلق عام مىدهند . مشروطاتى كه لا ضرورى باشند و نيز ممكن عام و وصفى محتمل دوام ، با هر صغرايى كه محتمل دوام نباشد ، منتج بوده ، اما با محتمل الدوام منتج نيستند . بقيهء موارد همانگونه است كه در جدول گفته شده است . در مباحث پيشين اشاره كرديم كه شيوهء اهل اين صناعت چنان است كه براى بيان انتاج يك ضرب از مختلطات از راه عكس كبرى با قلب مقدمات و عكس نتيجه يا افتراض يا خلف استفاده مىكنند . اكنون مىگوييم : در هر اختلاطى كه سالبه منعكس شود ، بيان اثبات انتاج آن از راه عكس و رد به شكل اوّل يا به قلب مقدمات چنان است كه گفته شد ، زيرا سالبه به وسيلهء منعكس كردن كبرى شكل اوّل مىشود . مثال : كل ج ب بالاطلاق ، و لا شىء من الف ب بالضرورة ، نتيجه : لا شىء من ج الف بالضرورة . زيرا هرگاه كبرى منعكس گردد ، مىشود : لا شىء من ب الف بالضرورة و از شكل اوّل نتيجهء مطلوب به دست مىآيد . اگر سالبه ، صغرى باشد به همين قياس مىتوانيم از راه قلب مقدمات و عكس نتيجه آن را اثبات كنيم . اما اگر سالبهء مطلقه باشد ، مانند كل ج ب دائما و لا شىء من الف ب مطلقا ، به سالبه منعكس نمىشود و بر فرض منعكس شدن از رد به شكل اوّل ، نتيجه مطلق خواهد بود . ازاينرو بيان آن از راه منعكس كردن متعذر است ، اما از راه خلف مىتوانيم آن را اثبات كنيم . بدينگونه كه اگر « لا شىء من ج دائما » حق نباشد ، نقيض آن ، يعنى « بعض ج الف بالاطلاق العام » حق است و اين نقيض با آن كبرى نتيجه مىدهد ! « ليس بعض ب ج بالاطلاق » در حالى كه اين نتيجه با آن صغرى ، هردو باهم نمىتوانند صادق باشند و چون فرض كردهايم صغرى صادق است ، پس اين نتيجه كاذب است و با فرض كذب اين نتيجه ، پس نتيجهء آن قياس صادق خواهد بود . در مورد بعضى قراين نه از راه عكس و نه از راه خلف ، نمىتوان آنها را اثبات كرد ، مانند لا شىء من ج ب بالامكان العام ، و كل الف ب بالضرورة مادام الف ، نتيجه : لا شىء من ج الف بالامكان العام . در اين صورت صغرى منعكس نمىگردد و عكس كبرى هم جزئى خواهد بود ، قلب مقدمات نيز مفيد نيست و به بيان خلف هم نقيض نتيجه بعض ج